|
روز بخير
چندي پيش يه اتفاق جالب توجهي رخ داد كه بد نديدم براتون بگم .
طبق معمول صبح زود به محل كارم مي رفتم كه در ايستگاه متروي صادقيه صداي بلند و تقريبا فرياد
مانند يك پيرمرد توجه من و البته همه ي مسافران منتظر قطار رو به خودش جلب كرد .
اون پيرمرد مي گفت : آقايون ، خانوما اين آدم هايي رو كه مي بيننين منتظر قطارن ، خارج از اين مترو
همه دكتر ، مهندسن !! ولي به محض اينكه پاشون مي رسه به سكوي سوار شدن مترو تبديل
مي شن به يه مشت گاو و گوساله ( شايد هم بزغاله !!! )
راستي نظر شما چيه؟!
|